ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

2 اتفاق جدید...

1390/6/22 20:03
نویسنده : ندا
261 بازدید
اشتراک گذاری

جات و عوض کردم، خوابیدی، بلند که شدی، شیر خوردی، سکسکه کردی، گذاشتمت روی پاهام، بشکن زدم، دیدم برگشتی، چند باری اینکار و تکرار کردم، به طرف صدا برگشتی، خیلی ذوق کردم، آخه قبلا به این وضوح بر نمی گشتی، یا یه باری برمیگشتی و بار بعد بی خیال می شدی، خلاصه رفتم یه جقجقه آوردم، جقجقه رو به هر طرف تکون میدادم عکس العمل نشون میدادی، خیلی خیلی خیلی برام هیجان آور بود... اتفاق جدید دیگه این بود که عطسه کردی و پستونکت پرت شد بیرون، خیلی بامزه و جدید بود...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (9)

مامی مائده
22 شهریور 90 20:31
ای جاااااااانم عزیزمممممممم


مرسی
بردیا
22 شهریور 90 23:39
مامان ابوالفضل سلام.ممنون از نظرتون جای شما خای 20شهریور هم جای دیگه ای تولد بودیم که اونجا بیشتر خوش گذشت بعدا عکساشو میذارم.راستی پریما کوچولو چه نازه عکسای بیشتری ازش بذار.جیجیل کوچولوتو میبوسم با نمکه


همیشه خوش باشین
همین عکسها رو ازش دارم، دختر پسرداییمه
نارینه
23 شهریور 90 12:02
خوشحالم که از کنار هم بودنتون لذت میبرید ...


ممنونم
مامان محمد عرفان
23 شهریور 90 22:44
سلام مرسی که اومدید پیشمونچه کنجیشک ناز و کوچمولویی دارید خدا حفظش کنه


سلام، خواهش می کنم، ممنونم
مژگان
24 شهریور 90 16:32
فداش شم
مامان ارميا
26 شهریور 90 8:56
حالا بگذار بزرگ تر بشه، هردفعه كارهايي مي كنه دلت مي خواد قورتش بدي. الان ارميا طوري خودش رو لوس مي كنه كه بيا و ببين. ناز داره شيطون.


خدا نگهش داره
نازنین نرگس نفس مامان
26 شهریور 90 18:37
الهههههههههیییییییییییییییی معلومهئ که با کارات کلی مامان رو ذوق زده میکنی


حسابی
خاله منا
31 شهریور 90 17:08
واقعاً هیجان آوره وقتی که جقجقه رو تکون میدیم و با نگاهت دنبالشون می کنی... خدا رو شکر که سالمی
مریم خاله ی پروفسور اسدی
5 مهر 90 12:26
چه بامزه آخی با عطسه پستونکش پرت می شه
انشالله یه روز که اینا رو می خونه میببینه که چی بوده و انشالله چی میشه(پروفسور)



الانم پرفسورم